سيد جلال الدين آشتيانى

48

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

نفس و پشت پا زدن به نشآت محسوسات از اصعب امور است . بنا بر مسلك تحقيق ، تكميل قوهء نظريه و سير در معارف ، با عقل و استدلال براى مردمانى كه نفوس آنها مستكفى بالذات نيست و احتياج بمعلم بشرى دارند ، لازم و واجب است و معرفت و تحقيق علم و تحصيل معارف از طريق نظر بذر و مادهء مشاهده و مكاشفه است ، و تحصيل علم بمعارف موجود در اخبار و آثار و حقايق موجود در قرآن كريم و تحصيل علم شريعت و اطلاع از موازين علم نظرى و مسائل مربوط به مبدأ و معاد بايد توأم با رياضت باشد . تكميل عقل عملى و وجههء ديگر ، نفس ناطقهء انسانى ، كه مرتبط به اعمال صالحه و اتيان به اعمال خير و گريز از اعمال شر و افعال موجب بعد از حق باشد ، شرط اساسى سلوك است . شخص تا عالم بمفاسد و مصالح خود و داناى به موازين و طرق موجب به حق نباشد ، بشهود حقايق موفق نمىشود و طى طريق شهود و عبور از حجب نورانى و ظلمانى از عهدهء كسى كه عالم به احكام شرع و عارف بموازين حكمت نظرى نباشد ، خارج است چه آنكه از به كار انداختن قوهء نظرى علم اليقين و از اعمال عقل عملى و تصفيهء نفس از رذائل و تحليهء بفضائل حق اليقين و عين اليقين حاصل مىشود . اشخاصى عامى و قلندرانى كه عالم بموازين شرع و احكام عبادات و طرز تصفيه و طريقهء قرب به حق نيستند و از موازين اطلاع ندارند ، بايد آرزوى فتح باب غيب و گشايش روزنه‌يى از عالم نامتناهى نشئات مقدم بر اين نشئه را با خود به گور ببرند ، چون تحصيل موازين و طرق سلوك ، متفرع بر علم تام بر مضامين قرآن كريم و اخبار واردهء در اين معنى و قواعد اهل سلوك و رياضت مىباشد . اين معنى از عهدهء هر كس ساخته نيست ، مثل اينكه علم به طريقهء احتياط در فروع فقهى مقدم بر عمل به احتياط است و كسى كه مىخواهد در احكام عمل به احتياط نمايد ، بايد لا اقل قريب باجتهاد باشد ، چون عمل به احتياط در كثيرى از موارد خلاف احتياط است . * * * براى رسيدن بواقع و آگاهى از حقايق مبدا و معاد و معارفى ، كه جهل به آن نقص است و انسان بدون تحصيل معرفت از رسيدن به درجات عاليه و مقامات